تورو خواب دیدم ، تورویادمه
همون شب که لالاییِ مادرم ...
داره بوی عطرت بهم میرسه
توی خلوت کوپه ی آخرم
توروخواب دیدم , تورویادمه
دلم کفتراتو بغل کرده بود
یه گوشه توی دفتر حاجتش
یه شاعر نگاتو غزل کرده بود
دارم میرسم ، میرسه گنبدت
هوای چشام باز بارونیه
چرا حال اینجا یه جور دیگه ست؟
چرا عشق کم نیست ؟ ارزونیه !
ضریح تو نزدیکه راهش کمه
غریبی که ازراه دور اومده
نوشتن: به خورشید هشتم سلام
به پابوسیِ ماه دور اومده
مگه دست من میرسه دست تو؟
صف عاشقاتو ببین پرشده
خودآسمونم نشسته زمین
نگا کن نگا کن زمین پرشده
میشینم همینجا نگات میکنم
کنار زنی که شبیه منه
داره غرق تو میشه حس می کنم
تورو توی اشکاش صدا میزنه
سفر... روز آخر ... یه بغض عجیب
نگات میکنم بانگاهِ ترم
داری دور میشی .. دارم میرسم
توی خلوت کوپه ی آخرم
:: شبنم فرضی زاده ::
کُ نج نوشت : دل
که راهی خراسان شد هوایی می شود ..
زائـــــر جــــامـــانده را شـــــور و نــــــوایــی می شـــــود
+ میلادت مبارک مهربانم