من از چترها و قفس ها می ترسم
تو ، عاشق بارانی ...
من ، می ترسم از باران ...
تو ، غمگینی ...
من ، اما خوشحالم از این که تو
گول هیچ چتری را نخواهی خورد ...
گاهی گنجشک ها از ترس باران
به قفس پناه می برند ...
کاش من هم عاشق بودم
من از چترها و قفس ها می ترسم ... !
:: اصغرمعاذی ::
+ سپاس از علی عزیز برای ارسال این شعر زیبا
از قلبِ